الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
595
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
گفتم : پس در آن هنگام كه رسول خدا صلى الله عليه و آله رحلت فرمود ، حجت بر خلق از جانب خدا كه بود ؟ گفتند : قرآن . پس من در قرآن نظر كردم ديدم كه مرجئه و قَدَرى و زنديقى كه به آن ايمان نياورده و اعتقاد ندارد ، به آن ، مخاصمه و گفتوگو مىكنند و آن را دليل مىآورند بر صحت مذهب خويش ، به مرتبهاى كه چنين زنديق بى ايمان به خصومت خويش يا به وساطت خصومت كردن به قرآن ، بر مردان غالب مىشود ، پس دانستم كه قرآن حجت نمىتواند بود مگر با قيّم و نگهبانى كه بر اسرار آن مطلع باشد ( كه آنچه در آن بفرمايد حق و درست باشد ) . به ايشان گفتم كه : قيّم قرآن كيست ؟ گفتند : ابن مسعود آن را مىدانست ، و عمر مىدانست ، و حذيفه مىدانست . گفتم : همهء آن را مىدانستند ؟ گفتند : نه . پس كسى را نيافتم كه در باب او گفته شود كه همهء آن را مىداند ، مگر على بن ابى طالب - صلوات اللَّه عليه - . و هرگاه چيزى باشد كه در ميانه گروهى دعوى و نزاع باشد و اين بگويد كه : من نمىدانم و آن بگويد كه : من نمىدانم ، و يكى بگويد كه : من مىدانم ، معلوم مىشود كه حق با اوست ( چه ، مفروض اين است كه بايد يك نفر در ميان ايشان باشد كه آن را بداند و همه به جهل خويش معترفاند ، مگر يك نفر كه مىگويد من آن را مىدانم . و لهذا راوى قيموميت على عليه السلام را جزاى شرط اختلاف قرار داد و به حضرت عرض كرد - در آنچه عرض مىنمود - كه : ) هرگاه چنين باشد ، پس من گواهى مىدهم كه على عليه السلام قيّم قرآن بوده ، و اطاعتش بر همه كس واجب و حجت خدا بوده بر مردم بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، و هر چه در قرآن فرموده راست و درست است . حضرت فرمود كه : « خدا تو را رحمت كند » . « 1 » ( و كلينى رضى الله عنه در اينجا ذكر كرده آنچه را كه در باب اضطرار خلق به سوى حجت ذكر كرده ، و ترجمهء آن مذكور شد ؛ بدون زياده و نقصان و لهذا حقير در آنجا آن را ترجمه ننموده به آنجا حواله نمود ، اما حديث را تتمه هست كه در آنجا ذكر نفرموده و در اينجا مذكور است و آن ، اين است كه منصور مىگويد ) . پس به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه : على عليه السلام از دنيا نرفت تا آنكه حجتى را بعد از خويش واگذاشت ، چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله واگذاشت و گواهى مىدهم كه : حجت خدا بر خلائق بعد از على عليه السلام ، حسن بن على است و شهادت مىدهم بر امام حسن كه آن
--> ( 1 ) . همان گونه كه مترجم - / رحمه اللَّه - / يادآورى كرده ، از آغاز حديث تا اين بخش را به دليل تكرارى بودن ، ترجمه نكرده ، كه از ترجمهء همان حديث به اينجا منتقل شد .